الفيض الكاشاني

356

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

سخن بگويد كه در عمل شريك او بوده تا زمينهء معذور بودن خود را در انجام آن كار فراهم سازد . 5 - قصدش فخر فروشى و اظهار چيزى باشد كه ندارد به اين صورت كه با كاستن از ارج ديگرى خود را بلند مرتبه نشان دهد . از اين رو مىگويد : فلانى نادان است و خوش فهم نيست ، و سخنش سست است ، و هدفش اين است كه در ضمن آن سخنان برترى خود را ثابت كند و نشان دهد كه از او برتر است يا مىترسد كه وى مانند خودش مورد تعظيم قرار گيرد به اين سبب از او عيبجويى مىكند . 6 - حسد نسبت به كسى كه مردم او را مىستانيد و دوستش دارند و احترامش مىكنند . بنابراين مىخواهد اين نعمت از او گرفته شود و راهى جز بدگويى از او نمىيابد از اين رو مىخواهد آبرويش را در پيش مردم ببرد تا كسى ستايش و احترامش نكند ، چرا كه شنيدن ستايش مردم از او بر وى گران مىآيد و اين عين حسد است و با خشم و كينه فرق دارد ، زيرا خشم و كينه از جنايت شخص مورد خشم نشأت مىگيرد ، در حالى كه حسد ورزى گاه نسبت به دوست نيكوكار و همنشين موافق است . 7 - بازى و شوخى و گذراندن وقت به خنده از اين رو كارهايى از ديگران نقل مىكند كه مردم بخندند و اين كارها به صورت تقليد از ديگران و تعجّب از آنان و واداشتن مردم به شگفتى است . 8 - به قصد تحقير ديگران به ريشخند و مسخرگى بپردازد و اين عمل گاه در حضور طرف و گاه در غيبت اوست و سرچشمهء آن تكبّر و تحقير كردن شخص مورد تمسخر است . امّا انگيزه‌هاى سه گانه ، مخصوص گروه خاصّى است و دشوارترين و دقيقترين آنهاست زيرا آن انگيزه‌ها كارهاى شرّى است كه شيطان آنها را در لباس كارهاى خير پنهان ساخته است . در اين كارها خير هست ولى شيطان آنها را با شرّ در آميخته است :